اسكندر بيگ تركمان

532

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

آغاز سال بهجت مآل تخاقوى ئيل تركى مطابق سنه ست و الف كه سال يازدهم جلوس همايون اعلى شاهى ظل اللهى است نوروز طرب افروز اين سال همايون فال در روز جمعهء دويم شهر شعبان اتفاق افتاد شهريار كامكار فلك اقتدار اعنى حضرت اعلى شاهى ظل اللهى در دار السلطنه قزوين اقامت داشتند هوا بر خلاف طبع بهار مانند تيره بختان روزگار روى درهم كشيده چشم سحاب لحظهء از قطره فشانى خالى نبود برودت هوا بر مثال فصل شتا اشتداد پذيرفته از كثرت برف و باران كه از آسمان متواتر و متقاطر بود چند [ 364 ] روز بلوازم جشن نوروز قيام نتوانستند نمود . بعد از آنكه جنود برد و سرما انهزام يافته افواج قاهرهء رياحين بدار الملك عشرت آئين بهار خراميده فرمانرواى اقليم شادمانى گشتند فرمانبران حسب الفرمان شهريار گيتى ستان در ايوان چهل ستون دولتخانهء مباركه مجلس بهشت نشان آراسته سلاطين و سلاطين زاده‌هاى اطراف و اكناف و ايلچيان كه در پايهء سرير اعلى بودند به آن محفل ارم تزيين درآمده صحبت پادشاهانه انعقاد يافت و طبقات ايام بسعادت بساط بوس استسعاد يافته بتهنيت نوروزى قيام نمودند . در خلال اين حال و اوايل اين سال فرخنده فال اخترى تابان و كوكبى درخشان از مشرق سعادت طالع و از مطلع اقبال لامع گرديد يعنى بخشنده بيمنت و عطابخش بيظنت شاه جمجاه را از عطيه خانه لم يلد و لم يولد فرزندى ارجمند عطا فرموده آن مولود مسعود بميرزا سلطان محمد موسوم گشت و جهة تبليغ اين خبر مسرت اثر منهيان به اطراف و جوانب ممالك فرستاده شد چند روزى نقاره‌هاى شادمانى بنوازش درآورده صغير و كبير و برنا و پير بشكرانهء اين موهبت عظمى و تهنيت قدوم سعادت لزوم آن مولود خجسته ورود بعيش و سرور مشغولى داشتند و حضرت اعلى همه روزه در ميدان سعادت آباد بچوگان بازى و قبق اندازى اوقات شريف صرف نموده چند روز مقيم طربخانهء فراغت و خوشدلى بودند و چون از آن امور فراغت دست داد برأى صايب و فكر دوربين ناظم امور دين و دولت و باسط بساط ملك و ملت گرديده بمهمات ضرورى سلطنت پرداختند . در اوايل اين سال جماعت اوزبكيه پاى از دايره اعتدال بيرون نهاده از دو طرف بحدود ممالك تاخت آورده آسيب و يغماى ايشان از خراسان بعراق رسيد و جمعى از پرناولان جنود اوزبك ببسطام و دامغان آمده بعضى جهت غارت اموال بمواضع و محال پراكنده شده بعضى ديگر در كمين مددكارى نشستند حسينخان چگنى كه بعد از معزولى از ايالت همدان حاكم بسطام شده بود و ميرزا على بيك عرب عامرى مستحفظ شوارع كه در آن وقت در بسطام بود سر رشته حزم و احتياط از دست داده بعد از اطلاع وصول لشكر غارتگر اوزبك مقيد بجمعيت لشكر نشده با معدودى به قصد